X
تبلیغات
رایتل

یک روز بعد از او...
رفتی و ندیدی که بعد از رفتنت چه شاعرانه عاشق شدم... 

خدا چرا دیدم اونو,اون که نگاش رو من نبود


دل رو چرا دادم به اون آخه دلش با من نبود


از لحظه ای که دیدمش دنیام یه رنگ تازه شد


تو دفتر روزای من اومد یه برگ تازه شد


من که برای دیدنش دل رو به دریا میزدم


میترسیدم اما شبا به جاده ها تن میزدم


اما خدا چرا ندید اشکای نیمه شبمو


میون یادگاریاش هق هق و جون دادنمو


اون روز توی خیابونا پرسه زنون میرفتمو


با یاد لحظه های اون تو رویاها میرفتمو


چشمام یهو افتاد به اون انگار با یار تازه بود


حلقه ی عشق من خدا,به دست اون اندازه بود


رفتم جلو ببینمش با کلی بغض توی گلوم


من رو که دید لبخندی زد یعنی برو اینجا نمون


صداش زدم گفتم آهای عشق پر از ریای من


کجا میری وایسا ببین شکستن غرور من


بی معرفت اون حلقه رو با کلی عشق بهت دادم


واسه یه لحظه بودنت رگهام رو من هدیه دادم


عاشق شدی خب حرفی نیست برو تو راه عاشقیت


دعای من پشت سرت خوشبخت بشی تو زندگیت


اما کاش اول بی وفا میومدی خدافظی 


برای ترک عشق من داری دلیل و منطقی؟


دیگه برو هیچی نگو حتی خداحافظ نگو


فقط یه خواهشی دارم تورو خدامون نه نگو


وقتی شنیدی از همه که عاشق زار تو مُرد


ادای عشق و درآری بگی عزیزم چرا مُرد...

[ شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ] [ 11:00 ] [ f.... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 20122