X
تبلیغات
رایتل

یک روز بعد از او...
رفتی و ندیدی که بعد از رفتنت چه شاعرانه عاشق شدم... 

وقتی که داشتی میرفتی از پیش من از تو دنیام 

 

به تو گفتم نرو عشقم تو بمون گرمی دستام 

 

به تو گفتم که میخوامت تو شدی کوک نفسهام  

 

نباید تنهام بذاری به خدا که تویی رویام  

 

ولی تو گذاشتی رفتی رفتی با یار جدیدت  

 

اون شدش تموم دنیات اون شدش عشق جدیدت 

 

رفتم از دنیای سردت و شدم باهات غریبه 

 

برو از خونه ی چشمام برو دیگه برو دیره

 

 یه زمان هایی گذشته اون روزا خیلی عجیب بود 

 

تو که رفتی از تو دنیام تقریبا ۳ سال پیش بود 

 

حالا برگشتی دوباره حرف تازه ای تو داری؟ 

 

من دیگه دوست ندارم آخه تو کجای کاری؟ 

 

آره برگشتی تو بازم اما هیچی دیگه نو نیست 

 

دیگه این قلب کوچیکم واسه چشم هرز تو نیست 

 

هیچی دیگه مثل قبل نیست حتی من حتی نگاهم 

 

فکر میکردی که هنوز من مثه قبلا چشم به راهم؟ 

 

نه عزیز دیگه تموم شد رفتن اون روزای سمی 

 

واسه ی من دیگه مرده عشقای پر از دو رنگی... 

 

نزدیک به ۴ سال با یاد و خاطرت زندگی کردم؛فکر میکردم بعد تو میمیرم؛اما حالا یه اتفاق افتاده؛یه آدم پیدا شده که منو نه تنها از مرگ دور کرده که دوباره هم عاشقم کرده...هدیه ها و تمام خاطرات تورو با لمس دستای گرم و مهربونش فراموش کردم؛همین...نه آخرین کلام تورو قربانی کردم برای کسی که همه کسم شده...

[ شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1390 ] [ 20:04 ] [ f.... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 20016